سال جهش تولید
  • 1399-03-29 20:47
  • كد محتوا:12573

از سی و ­سه ­پل به سمت چهارباغ بالا، اولین محل سردرب باغ ­زرشک است که عمارتی مفصل بود و منوچهرخان معتمدالدوله به آن اهمیت­ می­ داد و اطراف سردرب از درختکاری و گل‌های رنگارنگ جلوه­ ها داشت. چون اطراف بالاخانه­ های سردرب، سالن‌ها و غلام گردش‌ها بود تا رودخانه و جلفا و کوه­ صفه و باغ‌های طرف مشرقش منظرگاه باشکوهی باشد، نگهبانانی آنجا گماشته ­بودند تا  تماشاچیان در خیابان چهارباغ بالا و هزارجریب، یک دانه گل نچینند.

هنوز معروف است که آنجا، فریاد «مچین مچین» به فلک می‌رسید. حتی درخت‌های توت را که همه­ جا بود و وقف عامه­ ی عابدین شده و صاحبش نفروخته ­بود و به فصل توت، زن و مرد شهری و دهاتی می‌خوردند، برای حفظش قراول گذاشته ­بودند. میرزا اشتهای شاعر در قصیده ­اش می‌گوید:

از عهد پادشاهی جالوت تاکنون

 

پای درخت توت نبوده قراولی!

این بیت نیز در این باب، مشهور پیران صاحب­ ذوق اصفهان است:

دست بلورین که به گل می‌رسد

 

مچین مچین تا سر پل می‌رسد

 

آقا سیدشهاب در سلطنت ناصری، باغ ­زرشک را که تخمیناً بیشتر از هشتاد هزار ذرع بود، به آغاباشی فروخت و از خواهرزادگان او، به امیر مجاهد بختیاری و محاسب­ الدوله منتقل و در عهد مشروطه به بعد، کارخانه­ ی ریسباف شد (جابری انصاری، 1378: 253و 165، 164).

مرحوم هنرفر می‌نویسد: «از پل الله­ وردیخان تا سردر باغ ­زرشک که امروزه هم در محل اصلی خود باقی ­است و محل کارخانه­ ی صنایع پشم بود، خیابان شیب زیادی داشت و در عهد صفویه به صورت دریاچه ای بود و آبی که از هزارجریب به آن می‌ریخت، در نزدیک چنار معروف باغ ­زرشک که امروز هم در جای خود باقی ­است تشکیل آبشاری می‌داد. باغ ­زرشک در حدود هشتاد هزار مترمربع مساحت داشت و سردر آن مشتمل بر عمارتی مفصل و مجمل بود که با درخت‌ها و گل‌های رنگارنگ احاطه­ می‌شد» (هنرفر، 1350: 489).

 

منبع: رصدخانه فرهنگي اجتماعي اصفهان. (1395). شناسنامه فرهنگي اجتماعي محلات شهر اصفهان، فاز اول. اصفهان: انتشارات سازمان فرهنگي تفريحي شهرداري اصفهان.