29 خرداد 1399 - 21:33
محله جلفا

جلفا از محلات بخش 5 اصفهان بود و بهترین آب و هوا را داشت.

دهقان شاعر می­گوید:

خدای خواست که بر عالمی ببخشاید

 

بیافرید لب زنده­رود، جلفا را
 

 

(جابری انصاری، 1378: 463و 417).

جلفا از محلات بخش 5 اصفهان بود و بهترین آب و هوا را داشت.

دهقان شاعر می­گوید:

خدای خواست که بر عالمی ببخشاید

 

بیافرید لب زنده­رود، جلفا را  

 

(جابری انصاری، 1378: 463و 417).

گویا کوچه ­ی جلفا به طویل بودن شهره بوده ­است که شاطر­عباس ­صبوحی با لهجه­ ی اصفهانی چنین سروده­ است:

تا اون ستاره­ی بُستونی دل کناری مَنِس درازی­ای شبی یلدا و کوچه­ی جلفا  

 

سه ذرع برف بِبارِد بازم بهاری مَنِس سری هَمِش بوکونی، نصفی زلفی یاری مَنِس

 

جلفا از مادی نایج 14 سهم حق آبه داشت (همان، 435). این محله را جولاهه نیز می‌نامیدند(همان،164).

ارامنه ­ی مقیم جلفای اصفهان در ساحل جنوبی زاینده ­رود، از فرزندان ارامنه ­ای به شمار می ­روند که در دوره­ ی پادشاهی شاه­ عباس ­اول از مسکن اصلی خود جلفا در کنار نهر ارس به پایتخت وی کوچ داده­ شدند. توجه مخصوص شاه ­عباس به ارامنه­ ی اصفهان سبب ­شد که ارمنیان شهرهای دیگر ایران نیز به اصفهان روی ­آوردند و در اندک زمانی بر جمعیت و وسعت جلفا افزوده­ شد و چون از پرتو کار و تجارت ثروتمند شدند، به ساختن خانه ­ها و کاروانسراها و کلیساهای بزرگ همت­ گماشتند. ازآن­ جمله خواجه ­نظر از بازرگانان معتبر جلفا دو کاروانسرای بزرگ بنیان­ گذاشت و نزدیک هفت­ هزار تومان به پول آن زمان صرف این کار کرد. یکی دیگر از تجار بزرگ ابریشم به نام خواجه آودیک نیز در جلفا کلیسای زیبایی ساخت که با چراغ‌ها و قندیل ­های زرین و سیمین و تابلوها و تصاویر گرانبها زینت ­یافته و تمام مخارج آن را در حیات خود به عهده ­گرفت. این کلیسا که در زمان شاه­ عباس به نام کلیسای آودیک معروف بود، امروز در حاشیه­ ی خیابان نظر و میدان جلفا قرار­دارد و به نام کلیسای مریم معروف شده­ است.

شاردن تاجر و جهانگرد فرانسوی که نزدیک چهل سال پس از مرگ شاه­ عباس بزرگ در زمان شاه­ سلیمان صفوی به اصفهان آمده­ است، درباره­ ی جلفا می­ نویسد: «بزرگترین محلات خارج شهر اصفهان است که یک فرسنگ طول و یک فرسنگ عرض دارد و از دو قسمت تشکیل­ می­ شود: یکی جلفای نو که از آثار دوره­ ی سلطنت شاه­ عباس دوم است. جلفای نو از هر جهت بر جلفای کهنه برتری دارد زیرا کوچه­ های آن وسیع و مستقیم و پر درخت است. جلفا پنج کوچه­ ی بزرگ دارد که امتداد آن ها از مشرق به مغرب است. بازاری خوب با چند حمام و دو کاروانسرا و یک میدان و یازده کلیسا دارد. در جلفا از 3400 تا 3500 خانه هست. خانه­ های کنار زاینده ­رود را بسیار عالی و زیبا شبیه به عمارات سلطنتی ساخته­ اند. شاه ­عباس اول و شاه ­صفی که به ارامنه توجه خاص داشتند، مکرر به خانه ­های ایشان می ­رفتند».

آنچه را شاردن نوشته امروز هم می ­توان­دید با این تفاوت که وسعت امروز جلفا خیلی بیش از سابق شده ­است و با آبادی ­های مجاور، منطقه ­ی وسیعی را در جنوب اصفهان تشکیل­می­دهد اما تعداد ارامنه مقیم جلفا بسیار کاهش یافته ­است. امروز در جلفای اصفهان بیش از پنج ­هزار ارمنی زندگی ­نمی ­کنند و سایر سکنه ­ی این قسمت را ایرانیان مسلمان تشکیل­می­ دهند. اما کلیساهایی که شاردن به وجود آن ها اشاره ­می­ کند، سر جای خود باقی هستند و معروف‌ترین آن ها کلیسای وانک و بدخهم یا بیت­ اللحم و مریم و استیفان و گریگور مقدس و یوحنا و میناس و نِرسس و سَرکیس و گیورگ (کلیسای غریب) است.

شاه ­عباس صفوی زمین جلفا را که متعلق به خودش بود، به موجب فرمان زیر به اهالی جلفا بخشید:

«حکم مطاع ­شد آنکه در این وقت بنابر عنایت بی­ غایت شاهانه و شفقت بلانهایت پادشاهانه درباره­ ی ارامنه­ ی جولاه و ترفیه حال ایشان، اراضی و زمین واقعه در کنار رودخانه­ ی زاینده­ رود دارالسلطنه­ ی اصفهان که ایشان آنجا خانه ترتیب­ داده ­اند و مُلک نواب همایون ماست، به انعام ایشان شفقت­ فرموده ارزانی­ داشتیم. مستوفیان عظام کرام، دیوان زمین مذکور را از ملکیت دیوان برطرف ساخته، به انعام ارامنه­ ی مذکور در دفاتر عمل­ نمایند. وزیر و کلانتر و عمال اصفهان حسب­ المنظور مقرر ­دانسته، از فرموده درنگذرند و زمین مذکور را به انعام ایشان مقرر ­دارند. تحریراً فی شوال 1028(ه.ق)».

شاه ­عباس برای جلب خاطر ارامنه ­ی جلفا و عیسویان دیگری که در پایتخت او به ­سر­می ­بردند و نیز به ملاحظات سیاست خارجی و روابط دوستانه­ ی وی با پادشاهان اروپا، در سال 1023 ه.ق و مطابق با بیست­ و­ هفتمین سال سلطنت خود، به ساختن کلیسای بزرگی در جلفا برای ارامنه و پیروان دین عیسی (ع) همت­ گماشت و در ماه شعبان آن سال، دراین ­باره فرمانی به شرح زیر صادر کرد:

«فرمان همایون شد آنکه کشیشان و رهبانان و ملکان و ریش ­سفیدان و کدخدایان و رعایای ارامنه ­ی ساکنین دارالسطنه ی اصفهان به عنایت بی  ­غایت شاهانه و شفقت و مرحمت بی­نهایت پادشاهانه مفتخر و سرافراز و مستظهر و امیدوار بوده، بدانند که چون میانه­ ی نواب کامیاب همایون ما و حضرات سلاطین رفیع­ الشأن مسیحیه کمال محبت و دوستی است و در میانه­ ی ما و طوایف مسیحیه یگانگی است و اصلاً جدایی نیست و توجه خاطر اشرف بدان متعلق است که همیشه طوایف مسیحیه از اطراف و جوانب به این دیار آیند و آمد و شد نمایند و چون دارالسلطنه­ ی اصفهان پایتخت است و از همه طبقه و مردم هر ملت در آنجا هستند، می­ خواهیم که به جهت مردم مسیحیه در دارالسلطنه­ ی صفاهان کلیسای عالی در کمال رفعت و زیب و زینت ترتیب ­دهیم که معبد ایشان بوده ­باشد و جمیع مردم مسیحیه در آنجا به کیش و آیین خود عبادت­ نمایند و کس نزد حضرت پاپا خواهیم ­فرستاد که یکی از کشیشان و رهبانان ملت مسیحیه را به دارالسلطنه­ ی مذکور فرستند که در آن کلیسا به آداب عبادت قیام ­نموده و طوایف مسیحیه را به طاعت و عبادت ترغیب­ نماید و ما نیز از ثواب آن بهره­ مند باشیم و چون چند عدد سنگ بزرگ در اوچ کلیسای ایروان بود و عمارت آن کلیسا منهدم گشته، خرابی تمام به آن راه یافته ­بود که دیگر شایستگی تعمیر نداشت و کشیش آنجا استخوان پیغمبران را که در آن مکان مدفون بود از آنجا بیرون­ آورده به جماعت ترسا و نصارا فروخته ­بود و آن مقام را از عزت و شرف انداخته­ بود، بنابراین سنگ­ های مذکور را از آنجا بیرون ­آورده، روانه­ ی دارالسلطنه­ ی اصفهان فرمودیم که در کلیسای عالی که در آنجا ترتیب ­می­ دهیم نصب ­فرماییم. می ­باید که چون سنگ­ های مذکور را بدانجا آورند، همگی طوایف مسیحیه را جمع ­نموده از روی تعظیم و احترام تمام استقبال ­کرده سنگ‌ها را آورده، به اتفاق سیادت­ پناه وزارت و اقبال دستگاه شمس ­الوزاره علیا وزیر دارالسلطنه­ ی اصفهان و رفعت ­پناه محب علی بیکالـله، در جایی که مناسب بدانند بگذارند و به اتفاق یکدیگر معماران خاصه­ ی شریفه را همراه ببرند و در پشت باغ ­زرشک در زمینی که به جهت کلیسا قرار داده­ بودیم، کلیسای عالی طرح­ نمایند و طرح آن را در تخته و کاغذ کشیده به خدمت اشرف فرستند که ملاحظه­ نماییم و بعد از ملاحظه، امر فرماییم که استادان شروع در کار کرده به اتمام رسانند و در این باب اهتمام لازم دانسته به همه جهتی به شفقت بی ­دریغ خسروانه امیدوار­ باشند. به تاریخ شهر شعبان سنه­ی 1023».

پس از صدور این فرمان، ساختمان کلیساها آغاز شد و به فاصله­ ی 13 سال بعد، کلیسای بدخهم یا بیت­ اللحم در میدان جلفا به سال 1036 ه.ق(1627 میلادی) و کلیسای بزرگ و مشهور وانک که امروز محل خلیفه­ گری و مشهورترین کلیسای جلفا است، در سال 1074 هـ.ق(1664 م) به اتمام رسید. در بین کلیساهای جلفا، کلیسای بدخهم که توسط خواجه پطرس بنا شده و کلیسای وانک که توسط خواجه آودیک به اتمام رسیده، با سبک معماری شرقی و آرایش­ های طلاکاری و تابلوهای جالب و ازاره ­های کاشی­کاری، از زیباترین کلیساهای اصفهان است و همه روزه، گروه کثیری سیاح داخلی و خارجی از آنها دیدن می­ کنند.

سنگ­های مقدس کلیسای اوچ کلیسای ایروان که در فرمان شاه­ عباس اول به آنها اشاره شده­ است، هم اکنون در کلیسای گیورگ که آن را کلیسای غریب نیز می­ نامند، در قسمتی از جلفا که در حاشیه­ ی خیابان حکیم نظامی واقع ­می ­شود در معرض تماشای سیاحان قراردارد.

ارامنه به فرمان شاه­ عباس اول اجازه یافتند که با آزادی کامل مراسم مذهبی خود را اجرا کنند. کلیساها بسازند و علامت صلیب را در بالای گنبدهای کلیساها نصب ­کنند و ناقوس بزنند.

 اکثریت ارامنه­ ی امروز که تعداد آن ها در جلفا در حدود 5000 نفر است، پیرو مذهب گریگوریان هستند و پیروان کلیسای کاتولیک و پروتستان جلفا خیلی معدود است و از چندین خانواده تجاوز نمی ­کند. اما جمعیت جلفا در عهد صفویه به ­طوری که مطلعین امروز ارمنی اظهار ­می­ دارند، در حدود سی هزار نفر بوده که فقط هزار نفر آنها کاتولیک و بقیه از دسته­ ی گریگوریان بوده ­اند(هنرفر، 1356: 153-149).

در عصر صفوی در این ناحیه، 24 کلیسا بود که اکنون فقط 15 کلیسا باقی­مانده ­است. 12 کلیسا مربوط به ارامنه­ ی گرگوریان و 1 کلیسا متعلق به ارامنه­ ی کاتولیک است که در محله­ ی سنگ­تراشان در سال 1705م بنا ­شده ­است. همچنین ارامنه­ ی پروتستان و ادونتیست، نمازخانه­ ی جداگانه دارند.

جلفا در عصر صفوی از 5 محله تشکیل می‌شد: میدان بزرگ، میدان کوچک، هاکوپ­جان یا یعقوب­جان، چهارسوق و قاراکل. در زمان شاه­ عباس دوم (1655م) بر وسعت جلفا افزوده ­شد. وی دستور­داد ارامنه­ ی اصفهان که در محلات شمس ­آباد و عباس ­آباد سکونت ­داشتند، به جلفا منتقل­ شوند. لذا محله­ ی زردشتیان که در نزدیکی جلفا بود، به ارامنه داده­ شد و آنها توانستند محله­ ی سنگ­تراشان را به­ وجود ­آورند و به دنبال آن، دو محله­ ی دیگر یعنی کوی ایروانی‌ها و محله­ ی تبریزی‌ها به ­وجود ­آمد.

بعد از صفویه، در دوره­ ی افاغنه، افشاریه، زندیه و قاجاریه، پیوسته از وسعت و جمعیت جلفا کاسته ­می‌شد و خانه­ ها و کلیساها رو به ویرانی می‌نهاد.

در زمان ظل ­السلطان، فقط سه هزار نفر ارمنی در جلفا زندگی­ می‌کردند و غالب ارامنه­ ی قدیم این ناحیه، راه هند را در پیش گرفتند. چنانکه از جمعیت 30 تا 40 هزار نفری جلفا در قرن 17، پس از یک قرن فقط 500 خانوار بی ­بضاعت باقی­ماند. در اواخر پهلوی به علت آزادی عمل بیشتر این اقلیت مذهبی، تعداد آنها به 60 هزار نفر افزایش ­یافت.

کلیسای معروف وانک، به دستور شاه ­عباس در سال 1606 ساخته­ شد که با بنای جلفا هم­زمان است. این کلیسا شباهت زیادی به کلیسای وانک آذربایجان دارد. در قرن 19، سه مدرسه در جلفا به نام‌های هاروتون آبکاریان، مریم هاروتونیان و مدرسه­ ی مارکارسوکیاتسیان وجود­ داشت(شفقی، 1353: 453 - 433).

 

منبع: رصدخانه فرهنگي اجتماعي اصفهان. (1395). شناسنامه فرهنگي اجتماعي محلات شهر اصفهان، فاز اول. اصفهان: انتشارات سازمان فرهنگي تفريحي شهرداري اصفهان.



کد محتوا 12580

برچسب ها